/ 8 نظر / 31 بازدید
faezeh

"خوبی رفيق؟"گاهی همين يک كلمه باتمام تکراری بودنش غوغا میکند...

رسول

همیشه به مشکلاتت بخند …….. تا بر آنان چیره شوی …… یادت باشد ……. مشکلات وقتی زمینت میزنند ……… که لبخند از لبت ربوده باشند …..

ستوده

پروردگارا تو تکراری ترین ” حضور ” روزگار منی و من عجیب ؛ به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام . . . بهترین تقدیر را برایمان رقم بزن...

ستوده

گلی از شاخه اگر می چینیم برگ برگش نکنیم و به بادش ندهیم! لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم و شبی چند از آن هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم شاید از باغچه ی کوچکِ اندشه مان گل روید...!

مه آلود

سلام.خوبی؟مرسی بابت حضورت.ببخش ک کم میام.مطلب زیبایی بود[گل]

ندا

عالی به خصوص جمله آخر [گل][گل]

علی

لایک وبلاگت قشنگه

goleyakh

نه با سوختن دردى دوا می‌شود و نه با ساختن غصه اى از دل کم! این همه سرمان را به دیوار کوبیدیم و درخت را زیر سایه‌ی خودش کُشتیم به کجاى جهان بر خورد!؟ نه دوستِ من شعر نگفتن مان را به پاى بی‌خیالی مان نگذار هنوز زود است تا بفهمى سکوت، نامِ مستعارِ مردى ست که تمامِ سیم خاردارهاى مرزِ جهان تکه اى از حنجره‌اش را به یغما برده‌اند تا ابرازِ وجود کنند!